مرگ معمولاً در بازیهای ویدیویی پایان یک مسیر است؛ لحظهای که صفحه به Game Over میرسد و بازیکن باید دوباره تلاش کند. اما I Am Dead از همان جایی شروع میشود که بسیاری از بازیها به آن پایان میدهند. شخصیت اصلی داستان مرده است و حالا، در قالب یک روح، باید به جزیرهای بازگردد که زمانی خانهاش بوده و پیش از آنکه فاجعهای سراغ این مکان بیاید، راهی برای نجات آن پیدا کند. این ماجراجویی آرام و معمایی از مرگ برای ساختن یک تجربه ترسناک استفاده نمیکند؛ در عوض، آن را فرصتی برای حرف زدن درباره خاطرات، آدمهایی که از دست دادهایم و ردپایی قرار میدهد که هر انسان در زندگی دیگران به جا میگذارد.
شخصیت اصلی، Morris Lupton، متصدی موزه کوچک جزیره Shelmerston است که بهتازگی از دنیا رفته. او هنوز با محیطی که سالها در آن زندگی کرده پیوند دارد و وقتی متوجه میشود خطری جدی جزیره را تهدید میکند، نمیتواند به سادگی از آن دل بکند. Morris در این سفر تنها نیست؛ روح سگ محبوبش Sparky نیز همراه اوست. رابطه این دو، یکی از بخشهای صمیمی بازی است و حضور Sparky باعث میشود ماجراجویی درباره مرگ، برخلاف انتظار، حالوهوایی گرم و حتی گاهی طنزآمیز داشته باشد. مشکل اصلی این است که آتشفشان جزیره که مدتها خاموش بوده، ممکن است دوباره فوران کند. برای جلوگیری از این اتفاق، Morris و Sparky باید رازهای قدیمی Shelmerston را بررسی کنند و کسی را پیدا کنند که بتواند پس از مرگ Morris، مسئولیت حفاظت از جزیره را بر عهده بگیرد. اما برای پیدا کردن این فرد و فهمیدن اینکه چگونه میتوان جلوی فاجعه را گرفت، باید سراغ گذشته جزیره رفت؛ گذشتهای که در خاطرات ساکنان، اشیای قدیمی و داستانهای فراموششده پنهان شده است.
اینجاست که مهمترین ویژگی گیمپلی I Am Dead خودش را نشان میدهد. Morris پس از مرگ قدرتی عجیب به دست آورده که به او اجازه میدهد به درون اشیا و حتی بدن انسانها نگاه کند. این قابلیت شبیه یک اشعه ایکس فراطبیعی عمل میکند. یک کمد، جعبه، کیف، اسباببازی یا حتی یک تکه از وسایل روزمره میتواند لایههای مختلفی داشته باشد و با عبور از آنها، چیزهایی را پیدا میکنید که در نگاه معمول دیده نمیشوند.
این توانایی فقط برای پیدا کردن اشیای پنهان نیست. هر شیء میتواند بخشی از یک داستان باشد. ممکن است وارد خانه شخصی شوید و با بررسی وسایل مختلف، بفهمید صاحب خانه چه کسی بوده، چه اتفاقی برایش افتاده و چه رابطهای با دیگر شخصیتهای جزیره داشته است. گاهی یک وسیله ساده که در نگاه اول ارزش خاصی ندارد، سرنخی درباره گذشته یک شخصیت ارائه میکند. به همین دلیل، در I Am Dead اشیا تقریباً نقش شخصیتهای فرعی را دارند؛ هرکدام چیزی برای گفتن دارند، به شرط آنکه حاضر باشید کمی بیشتر در آنها جستوجو کنید. بخش مهمی از معماها نیز بر همین اساس طراحی شدهاند. برای پیدا کردن روحهای گمشده، Morris باید به مکانهایی سر بزند که این افراد زمانی در آنها زندگی یا کار میکردهاند و سپس از طریق اشیا و خاطرات کسانی که آنها را میشناختهاند، گذشتهشان را بازسازی کند. در نتیجه، حل یک معما معمولاً فقط پیدا کردن یک کلید یا قرار دادن چند قطعه در جای درست نیست؛ گاهی باید مجموعهای از اطلاعات را کنار هم بگذارید تا بفهمید چه چیزی در زندگی یک شخصیت اهمیت داشته است.
این شیوه روایت باعث میشود I Am Dead به شکلی غیرمعمول درباره زندگی انسانها صحبت کند. بازی تقریباً هیچ علاقهای به توضیح جزئیات مرگ شخصیتها ندارد و بیشتر به این توجه میکند که آنها در زمان زنده بودن چه کسانی بودهاند. خاطرات، روابط، وسایل شخصی و اتفاقات کوچک زندگیشان اهمیت بیشتری از لحظه مرگ آنها پیدا میکند. در واقع، مرگ در اینجا بیشتر نقطه شروع یک داستان است تا موضوع اصلی آن. Shelmerston نیز به همین اندازه اهمیت دارد. این جزیره فقط محل وقوع اتفاقات نیست، بلکه خودش یک شخصیت بزرگ و پر از گذشته است. هنگام جستوجو، با تاریخ، افسانهها و ساکنان عجیب آن آشنا میشوید؛ از موجودات خیالی مانند Morloها و Fishfolk گرفته تا داستان قدیمی Aggi، شخصیتی که گفته میشود زمانی توانسته آتشفشان جزیره را خاموش کند. حتی پرندگان و گربههای جزیره نیز بخشی از زندگی روزمره آن را شکل میدهند و بررسی جزئیات محیط، اطلاعات بیشتری درباره فرهنگ و گذشته Shelmerston در اختیارتان قرار میدهد.
در کنار مأموریتهای اصلی، مجموعهای از اشیای مخفی و موجودات کوچکی به نام Gremkins نیز در محیط پنهان شدهاند. Sparky میتواند به پیدا کردن آنها کمک کند، اما برای آشکار کردنشان باید محیط و اشیا را از زوایای مختلف بررسی کنید. این فعالیتها بیشتر برای کسانی طراحی شدهاند که از جستوجوی کامل محیط لذت میبرند و میخواهند تمام جزئیات دنیای بازی را کشف کنند. در مقابل، اگر فقط به دنبال داستان اصلی باشید، بازی اجازه میدهد با سرعت بیشتری از بخشهای اختیاری عبور کنید. یکی از ویژگیهای قابل توجه I Am Dead این است که بازیکن را برای عجله کردن تحت فشار نمیگذارد. بعد از اینکه اطلاعات ضروری یک محیط را پیدا کردید، میتوانید همانجا بمانید و سراغ اشیای بیشتری بروید یا مسیر داستان را ادامه دهید. بنابراین ریتم بازی کاملاً آرام است و تجربه بیشتر به یک گشتوگذار کنجکاوانه شباهت دارد تا یک ماجراجویی پرتنش. همین مسئله باعث میشود حتی فعالیتی مثل نگاه کردن داخل یک کمد یا بررسی محتویات یک کیف، بخشی از تجربه اصلی باشد.
از نظر هنری نیز بازی کاملاً با این رویکرد هماهنگ است. طراحی سهبعدی ساده و رنگارنگ Shelmerston، شخصیتهای عجیب و محیطهای پر از جزئیات، فضایی میسازد که در عین فانتزی بودن، حس یک مکان واقعی و زنده را منتقل میکند. موسیقی و صداگذاری نیز نقش مهمی در ایجاد این فضای آرام دارند و باعث میشوند موضوع سنگینی مانند مرگ، بیش از آنکه تلخ و هراسانگیز باشد، به شکلی انسانی و تأملبرانگیز ارائه شود. البته همین آرامش میتواند برای بعضی بازیکنان به نقطه ضعف تبدیل شود. بازی مبارزه، تعقیبوگریز یا چالشهای سرعتی ندارد و بخش زیادی از زمان صرف جستوجوی اشیا، خواندن توضیحات و کنار هم گذاشتن سرنخها میشود. در نتیجه، اگر انتظار یک ماجراجویی پرتحرک را داشته باشید، ریتم آهسته آن ممکن است یکنواخت به نظر برسد. برخی نقدها نیز به ساده بودن بعضی معماها و شباهت بخشی از تجربه به بازیهای پیدا کردن اشیای مخفی اشاره کردهاند. با این حال، منتقدان در کنار این نکات، از فضای دلنشین، طراحی هنری و رویکرد احساسی بازی به موضوع فقدان و خاطره استقبال کردهاند.
I Am Dead در نهایت بازیای درباره مردهها نیست؛ بازیای درباره آدمهای زندهای است که باید یاد بگیرند با خاطره مردهها زندگی کنند. Morris بعد از مرگ دیگر نمیتواند مانند گذشته در Shelmerston زندگی کند، اما هنوز میتواند داستان آدمهایی را که دوست داشته کشف کند و کاری انجام دهد که آینده جزیره را تغییر میدهد. اشیای روزمره، خاطرات پراکنده و روابط میان ساکنان، کمکم تصویری بزرگتر از جامعهای میسازند که هر فرد در شکل دادن به آن سهمی داشته است. بازی توسط Hollow Ponds با طراحی Richard Hogg ساخته و توسط Annapurna Interactive منتشر شد و نخستین بار در ۸ اکتبر ۲۰۲۰ برای PC و Nintendo Switch عرضه شد؛ نسخههای PlayStation و Xbox نیز در سال ۲۰۲۱ منتشر شدند.
محتوای آسیبرسان I Am Dead بسیار محدود است و بازی اساساً تجربهای آرام و بدون خشونت ارائه میدهد. با این حال، برخی مضمونهای جدی در داستان وجود دارند؛ مرگ و فقدان از موضوعات اصلی بازی هستند و بخشی از روایت به یک رسم قدیمی مربوط به کشتار موجودات خیالی Morlo میپردازد که در داستان بهعنوان رفتاری نادرست و غیراخلاقی مورد توجه قرار میگیرد. در بخشی دیگر، درباره درخواست زنی از دخترش برای کشتن او به منظور تحقق یک پیشگویی صحبت میشود، هرچند خود این اتفاق به شکل مستقیم نمایش داده نمیشود. همچنین اشاراتی به مصرف دخانیات وجود دارد؛ از جمله حضور شخصیتهایی با پیپ یا سیگار. خشونت تصویری بسیار محدود و فانتزی است و خبری از خون، جراحت گرافیکی، محتوای زننده قابل توجه یا مبارزات واقعی و مداوم نیست. ESRA این بازی را برای افراد کوچکتر از 15 سال مناسب نمیداند.