سوپرمن، فرزندی که علیه پدر قیام کرد!
سوپرمن، فرزندی که علیه پدر قیام کرد!

چگونه از بازی‌های رایانه‌ای الگو بگیریم؟

سوپرمن، فقط یک ابرقهرمان نیست. او خود آمریکاست. فرزندی که از آسمان آمد و در خاک آمریکا پرورش یافت تا تجسم تمام‌عیار «رویای آمریکایی» باشد. او نماد حقیقت، عدالت و «راه و روش آمریکایی» است؛ یک شمایل فرهنگی که بیش از هشتاد سال، نماینده قدرت نرم، ایدئولوژی و تصویر ایده‌آلی بوده که ایالات متحده می‌خواست از خود به جهان نشان دهد. او فرزند خلف و عصاره فرهنگی آمریکاست.

حال پرسش تکان‌دهنده‌ای که امروز جهان رسانه را به لرزه درآورده این است: چه اتفاقی افتاده که این فرزند، این نماد آمریکا در جدیدترین اثر خود روایتی را به تصویر می‌کشد که مستقیما شالوده‌های سیاست خارجی آمریکا و مهم‌ترین متحدش در خاورمیانه یعنی اسرائیل را به چالش می‌کشد؟ این یک اتفاق ساده نیست؛ این یک گسست تاریخی و یک زلزله در بنیان‌های جنگ روایت‌هاست.


هنر پرسشگری: چگونه سوپرمن وجدان جهان را بیدار می‌کند؟


نبوغ فیلم جدید «سوپرمن» در شعار دادن یا صدور بیانیه سیاسی نیست. قدرت این فیلم در مکانیزمی نهفته است که به آرامی اما به شکلی عمیق مخاطب را وادار به فکر کردن می‌کند. این فیلم یک دعوت‌نامه جهانی برای آگاهی است. به جای آنکه به شما بگوید اسرائیل ظالم است شرایطی را به تصویر می‌کشد که شما با تمام وجودتان ظلم را حس می‌کنید. به جای آنکه بگوید رسانه‌ها دروغ می‌گویند شما را در موقعیتی قرار می‌دهد که به روایت‌های رسمی شک کنید.

این فیلم نمی‌گوید «بیایید آگاه شوید». بلکه با هوشمندی می‌پرسد: «اگر یک قدرت عظیم نظامی به همسایه‌ای کوچک‌تر حمله کند، اگر بیمارستان‌ها و مدارس را بمباران کند و آن را دفاع از خود بنامد شما به عنوان یک انسان با وجدان کدام طرف می‌ایستید؟» این سوال یک تیر خلاص به قلب پروپاگاندای چندین‌ساله غرب است. این دقیقا همان روشی است که باعث می‌شود مردم نه از روی اجبار، که با کاوش درونی و پرسشگری به سمت حقیقت حرکت کنند و به تدریج آگاه شوند.

نتیجه این آگاهی همین جنجال عظیمی است که امروز شاهد آن هستیم. به طوفانی که در شبکه‌های اجتماعی به پا شده نگاه کنید. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از هر نژاد و مذهبی درباره این فیلم حرف می‌زنند. بحث دیگر درباره جلوه‌های ویژه یا داستان کمیک‌بوکی نیست؛ بحث بر سر عدالت، انسانیت و حقیقت است. این فیلم توانسته مکالمه‌ای جهانی را درباره فلسطین آغاز کند که هزاران ساعت برنامه خبری و سیاسی از انجام آن عاجز بودند.


نیت کارگردان در برابر حقیقتِ اثر


البته، کارگردان فیلم، جیمز گان در مصاحبه‌هایی تلاش کرده تا خود را از این جنجال دور کند. او می‌گوید فیلمنامه را ماه‌ها قبل از جنگ اخیر غزه نوشته و داستان هیچ ارتباط مستقیمی با درگیری اسرائیل و فلسطین ندارد. این یک دفاعیه قابل پیش‌بینی و البته ضعیف است. اما حقیقت چیست؟ آیا نیت یک هنرمند، معنای نهایی اثر او را تعیین می‌کند؟

پاسخ قطعا منفی است. یک اثر هنری پس از تولد دیگر متعلق به خالقش نیست؛ بلکه به جهان و به وجدان جمعی تعلق دارد. معنای یک فیلم را نه فقط نیت کارگردان بلکه بستری که در آن اکران می‌شود و تفسیری که مخاطب از آن می‌کند می‌سازد. دفاعیه گان مبنی بر اینکه داستان «قبل از جنگ» نوشته شده یک آدرس غلط و ساده‌انگارانه است. مگر داستان فلسطین و ۷۵ سال اشغالگری و ظلم از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است؟ این فیلم بازنمایی دقیقی از یک ظلم تاریخی است حال نیت نویسنده‌اش هرچه می‌خواهد باشد.

شاید حتی بتوان تحلیل عمیق‌تری ارائه داد. شاید گان آگاهانه یک فیلم ضداسرائیلی نساخته باشد اما هنرمند بزرگ آینه زمانه خویش و کانالی برای ناخودآگاه جمعی است. او در حال بازتاب دادن حقیقتی است که در وجدان بشری و افکار عمومی غرب در حال جوشیدن است؛ حقیقتی که آنقدر قدرتمند شده که حتی از قلم یک کارگردان هالیوودی نیز بیرون می‌زند. این موضوع اهمیت فیلم را دوچندان می‌کند چون نشان می‌دهد که این آگاهی یک حرکت ریشه‌ای و عمیق است نه صرفا تصمیم یک فرد. در نهایت مهم نیست گان در یک مصاحبه تحت فشار استودیو چه می‌گوید. مهم آن چیزی است که فیلم او بر روی پرده سینما فریاد می‌زند و اثری که بر میلیون‌ها مخاطب در سراسر جهان گذاشته است. این تاثیر، حقیقتی انکارناپذیر است.


فریاد رسانه‌های اسرائیلی: آیا فرزندان آمریکا ضد صهیونیست می‌شوند؟


مهم‌ترین گواه بر موفقیت این فیلم نه تحسین منتقدان که فریاد و خشم رسانه‌های اسرائیلی است. وقتی رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی یک‌صدا فریاد می‌زنند که «سوپرمن»، این نماد آمریکا به یک فیلم «ضد اسرائیلی» تبدیل شده است، باید درنگ کرد. این یک اعتراف تاریخی است. آن‌ها نمی‌گویند یک فیلم ایرانی یا لبنانی ضد اسرائیلی است؛ آن‌ها می‌گویند «فرزند آمریکا» علیه ما قد علم کرده است.

اینجاست که باید سوال بزرگ‌تر و ترسناک‌تری برای آن‌ها پرسید: اگر امروز «سوپرمن» به عنوان فرزند نمادین آمریکا در برابر صهیونیسم می‌ایستد آیا ممکن است روزی برسد که فرزندان واقعی آمریکا یعنی نسل جدید جوانان و نوجوانان این کشور به یک نسل کاملا «ضد صهیونیست» تبدیل شوند؟ این فیلم تنها یک اثر سینمایی نیست بلکه یک پیش‌لرزه از تغییرات بزرگ در افکار عمومی غرب است؛ تغییری که جبهه مقاومت سال‌ها برای آن تلاش کرده است.


پیروزی نهایی: درسی که سینما از بازی‌های رایانه‌ای آموخت


برای فهمیدن ریشه‌های موفقیت «سوپرمن» نباید فقط به تاریخ سینما نگاه کرد بلکه باید به مدیوم قدرتمندتری نگریست که سال‌هاست این مسیر را پیموده است: دنیای بازی‌های رایانه‌ای. دهه‌هاست که بازی‌های ویدئویی به ما یاد داده‌اند که مخاطب یک بیننده منفعل نیست. او یک کنشگر، یک انتخاب‌گر و یک مشارکت‌کننده فعال در روایت است. بازی‌ها با قرار دادن ما در موقعیت‌های پیچیده اخلاقی هنر «پرسشگری» را به ما آموختند و به ما نشان دادند که تاثیرگذارترین داستان‌ها آن‌هایی هستند که به جای ارائه پاسخ سوال‌های درست را مطرح می‌کنند.

حالا این تفکر و این DNA تعاملی، از دنیای بازی‌ها به قلب هالیوود نفوذ کرده است. «سوپرمن» جدید در واقع یک بازی ویدئویی با روایت سینمایی است. اوج موفقیت یک استراتژی قصه‌گویی که در مدیوم بازی متولد شد و اکنون قدرتمندترین ابزار فرهنگی غرب را تسخیر کرده است. با تمام این تحلیل‌ها به یک نتیجه قطعی می‌رسیم: فیلم «سوپرمن» جدید، خواسته یا ناخواسته، موفق‌ترین و تأثیرگذارترین تولید رسانه‌ای جبهه مقاومت تا به امروز است.

بنابراین، وقتی می‌گوییم این فیلم باید سیمرغ بلورین جشنواره فجر را به خانه ببرد، در واقع برای یک «استراتژی» جایزه می‌خواهیم؛ استراتژی‌ای که از دل بازی‌های رایانه‌ای متولد شد تا به مخاطب خود قدرت تفکر و انتخاب بدهد. این جایزه تقدیر از هوشمندانه‌ترین روش جنگ نرم است که در آن مخاطب نه تنها قانع می‌شود، بلکه احساس می‌کند خودش حقیقت را کشف کرده است. این پیروزی نهایی در جنگ روایت‌هاست.


نویسنده: محمدصادق شریعتی