بازی‌های رایانه‌ای؛ عرصه‌ای برای تثبیت عقیده
بازی‌های رایانه‌ای؛ عرصه‌ای برای تثبیت عقیده

در دنیای امروز، بازی‌های رایانه‌ای و ویدئویی نقشی عمده در زندگی کودکان ایفا می‌کنند. کافی‌ست در هر خانه‌ای سر بکشیم تا متوجه شویم چه تعداد والدین، زمانی که به دلیل مشغله فراوان مجال سرگرم‌کردن یا همبازی‌ شدن با فرزندانشان را ندارند، به آسانی فرزند خود را به جمع اسباب‌بازی‌ها یا این روزها، به سمت موبایل و رایانه سوق می‌دهند. غافل از آنکه دنیای بازی، تنها عرصه‌ی سرگرمی نیست، بلکه به صحنه‌ مهمی برای تربیت، القای ارزش‌ها و حتی ثبت عقاید تبدیل شده است.

تجربه اسباب‌بازی و نقش والدین
در سنت‌های تربیتی، اسباب‌بازی‌ها تا حد زیادی ابزاری در راستای رشد خلاقیت، تعامل اجتماعی، و تقویت هوش کودک بودند. زمانی‌که پدر یا مادر با فرزند خود همبازی می‌شدند، از خلال همین بازی‌ها، بسیاری از ارزش‌ها، رفتارها و چارچوب‌های ذهنی مطلوب را، بی‌واسطه، به نسل جدید منتقل می‌کردند.
حتی اگر والدین چنین فرصتی نداشته باشند، کودکان به دنبال همراه و همبازی برای زنده نگه‌داشتن جذابیت بازی هستند؛ امری که ریشه در بعد اجتماعی شخصیت انسان دارد. کودکان به طور ذاتی نیاز دارند که با دیگری بازی کنند؛ حال آن دیگری، والدین باشند یا همسالان یا حتی یک شخصیت خیالی یا فانتزی.


دگرگونی نقش بازی با ظهور بازی‌های دیجیتال
کم‌کم و همگام با پیشرفت فناوری، تنوع سرگرمی‌ها تغییر یافت و جای اسباب‌بازی‌های سنتی را بازی‌های رایانه‌ای، موبایلی و آنلاین گرفت. والدین، در رویارویی با دغدغه‌های روزافزون و فشار کار، اغلب مجالی برای همبازی شدن با کودک نمی‌یابند و به‌ ناچار، او را به گوشی تلفن، تبلت و رایانه می‌سپارند؛ بی‌آنکه بدانند دنیای پشت این ابزارها تا چه اندازه بزرگ، پیچیده و البته هدفمند است.


فرصت و تهدید؛ القای عقیده در بازی‌های دیجیتال
فلسفه بنیادین بیشتر بازی‌های دیجیتال جدید، فراتر از سرگرمی صرف است. طراحان بازی‌های رایانه‌ای، با آگاهی از نیازهای کودکان به همبازی، فضاهایی مجازی و شخصیت‌هایی هوشمند خلق می‌کنند تا جای خالی ارتباط و آموزش مستقیم را پر کنند. در این عرصه، هوش مصنوعی می‌تواند همان نقش همبازی را ایفا کند و عمیق‌ترین پیام‌ها و رفتارها را به ضمیر ناخودآگاه کودک مخابره کند.
در چنین شرایطی، مسئولیت تربیت و تزریق عقیده – که پیش از این بر دوش والدین و مربیان بود – به سازندگان بازی‌ها منتقل می‌شود. این افراد عواملی ناشناس و نامرئی هستند که نه الزاما دغدغه تربیت فرزند شما را دارند و نه جهان‌بینی و ارزش‌های شمارا پاس می‌دارند؛ بلکه گاهی در تلاش‌اند با القای سوگیری‌های فرهنگی، سیاسی و رفتاری خاص، نسلی نو با باورهایی متفاوت رقم بزنند.


پارادوکس رفتاری و بحران هویت کودک
زمانی که کودکی، بخش عمده‌ای از زمان خود را در دنیای بازی‌های ویدئویی می‌گذارند، شخصیت و باورهای او به تدریج تحت تأثیر ارزش‌های حاکم بر آن بازی‌ها شکل می‌گیرد. طبیعی است که پدر و مادری که تلاش دارند رویکردی تربیتی یا باوری اخلاقی را به فرزند خود منتقل کنند، با مقاومتی ناخودآگاه روبرو شوند. چرا؟ چون کودک، پیش‌تر توسط بازی‌ها تربیت یافته و در برابر والدین، دچار نوعی پارادوکس هویتی و رفتاری می‌شود؛ ناخودآگاه، حرف معلم یا والد را پس می‌زند و راهی که بازی یا شخصیت مجازی به او آموخته، برمی‌گزیند.


نتیجه‌گیری
در عصر جدید، بازی رایانه‌ای بیش از یک سرگرمی ساده است؛ ابزاری قدرتمند و البته خطرناک برای تثبیت عقیده و الگوهای رفتاری کودکان. والدین، اگرچه ناگزیر از سپردن بخشی از تربیت فرزندانشان به ابزارهای دیجیتال و فضای مجازی هستند، نباید چشم‌بسته این فرصت را از دست بدهند. حتی اگر زمان کافی برای همبازی شدن ندارند، باید بازی‌های فرزند خود را بشناسند، آن‌ها را بررسی کنند یا از مشورت کارشناسان حوزه کودک و رسانه بهره ببرند.
هر بازی رایانه‌ای، مجالی است برای آموزش و ساختن بنای عقاید یک نسل؛ بنایی که پایه‌های آن، نه لزوماً با نگرش والدین، بلکه شاید به دست بیگانگانی شکل می‌گیرد که تنها به دنبال تثبیت منافع و عقاید خود هستند.


سید امیرحسین آقامیری